طبیعت را صداکن


ای انسان توتنها نیستی


گلهای زیباو رنگارنگ


برای نرگس چشمان تو میشکفند


عطردل انگیزشان مشام تو را نوازش بخش است


شکوفه ها بروی تو لبخند میزنند


باران برای تو مینوازد


کوهساران برای تو سپید گون میشوند


پرندگان خوش نوا برای تو ترانه میسرایند


نور نقر ه فام آفتاب


با سخاوتی عظیم انوارش را


بر تو می افشاند


دریاها ی بیکران برای تو میخروشند


با طبیعت راز پنهان خودرابگو


با طبیعت شرح نامردیها را بگو


میدانی تنها اوست که


صدای ترا میشنود


و با تو یار و همراه میشود


تنها او


اری تنها او